close
تبلیغات در اینترنت
بررسي رابطه بين شيوه هاي فرزندپروري مادران با انگيزش پيشرفت فرزندان آنها
.:: تاک مقاله ::. پرپوزال ، دانلود مقاله و پروژه و پایان نامه

مطالب پر بازدید

پشتیبانی 24 سایت

[66190920 - 021]

تلگرام سایت

[989394308078]

تبلیغات

آمار سایت

  • افراد آنلاین : 1
  • بازديد امروز : 102
  • بازديد ديروز : 445
  • آي پي امروز : 8
  • آي پي ديروز : 29
  • ورودی امروز گوگل : 0
  • ورودی گوگل دیروز : 1
  • بازديد هفته : 1,543
  • بازدید ماه : 6,760
  • بازدید سال : 37,982
  • كل بازديدها : 573,825
  • ای پی شما : 54.196.13.210
  • مرورگر شما :
  • سیستم عامل :
  • كل کاربران : 311
  • كل مطالب : 3631
  • كل نظرات : 0
  • امروز : جمعه 30 شهریور 1397

اطلاعات کاربری

عضو شويد
فراموشی رمز عبور؟

نام کاربری :
رمز عبور :


عضویت سریع
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد

آرشیو

مطالب تصادفی

تبلیغات اختصاصی ( با بخش تماس با ماهماهنگ کنید(

آخرین عناوین

بررسي رابطه بين شيوه هاي فرزندپروري مادران با انگيزش پيشرفت فرزندان آنها

قیمت:120000ریال

 

موضوع :

بررسي رابطه بين شيوه هاي فرزندپروري مادران با انگيزش پيشرفت فرزندان آنها دربين دانش آموزان سال سوم دبيرستانهاي دخترانه و پسرانه

فرمت: word (قابل ویرایش)

بخشی از متن اصلی :

چكيده:

به منظور بررسي رابطه بين شيوه هاي فرزندپروري مادران با انگيزش پيشرفت فرزندان آنها دربين دانش آموزان سال سوم دبيرستانهاي دخترانه و پسرانه شهر اردبيل نمونه اي با حجم 200 نفر انتخاب شوند. (50 نفر پسر، 50 نفر دختر، 100 نفر مادران آنها)

سپس پرسش نامه شيوه هاي فرزند پروري بر مبناي الگوي بامريند روي مادران و پرسش نامه انگيزش پيشرفت هرمنس روي فرزندان آنها اجرا گرديد.

پس از جمع آوري اطلاعات و تجزيه و تحليل آنها توسط نرم افزار كامپيوتريSPSS نتايج نشان داد كه مادراني كه شيوه تربيتي آنها دموكراتيك و آزادگذاري است انگيزش پيشرفت فرزندان آنها بيشتر است.

در اين تحقيق از نظر انگيزش پيشرفت تفاوت معني داري بين دو جنس مشاهده نشد.

مقدمه

آدمي موجودي شگفت انگيز است. مي تواند رويدادها را ادراك كند، به قضاوت هاي پيچيده دست بزند، اطلاعات را به خاطر آورد، مسائل را حل كند و نقشه ها را عملي سازد. اين ماشين پيچيده ممكن است براي مقاصد مختلف به كار افتد؟ مثلا" نقشه جنگ را طرح كند يا به اكتشافات فضايي پردازد انسان ديگر را تحقير كند يا بيماري را نوازش كند و بالاخره خواهان محبوبيت، برتري جويييا دوستي باشد. اينكه آدمي استعدادهاي خود را صرف چه هدفهايي خواهد كرد منوط به انگيزش او است، يعني به نوعي اميال، آرزوها، خواسته ها، نيازها، هوسها، گرسنگي ها، عشقها، تفريحها و ترسهاي او بستگي دارد. (براهني، 1366 )

يكي از هدفهاي روان شناسي به عنوان يك علم، تبيين رفتار است. از اين رو هر موضوعي كه در اين مورد به ما كمك كند بايد مورد توجه قرار گيرد. تبيين رفتار يعني اينكه چرا رفتار اتفاق مي افتد. روانشناسي انگيزش بخشي از پاسخ به اين چرا را ارائه مي دهد. چرا يك موش به جستجوي غذا مي پردازد؟ چرا يك دانشجوي دانشكده سخت تلاش مي كند تا مهندس شود؟ در حالي كه آن ديگري يا كمتر كار مي كند يا كاري انجام نمي دهد؟ جواب سؤال اول اين است كه موش گرسنه است، لكن پاسخ سؤال دوم چندان روشن نيست زيرا انگيزش هر دانشجو به عوامل متعدد بستگي دارد. (شكركن ، 1373)

هدف روانشناسي انگيزش، يافتن علل رفتارهاي ساده و پيچيده است. در حقيقت علم انگيزش در جستجوي علت همه رفتارها است و در نتيجه روانسناسي را در تبيين رفتار ياري مي دهد.

در طول قرنها عده زيادي از متفكران اجتماعي و فلاسفه پيرامون طبيعت انسان به بحث پرداخته اند و در اين بين مطالب نظري خاصي پيرامون انگيزش بيان داشته اند. مثلا" در قرن يازدهم توماس هابز فيلسوف انگليسي معتقد بود كه انسان ذاتا" خودخواه، مخرب و سفاك است و نتيجه گرفت انسانها براي جلوگيري از هرج و مرج بايد خود تسليم قدرت سلطان خودكامه بنمايند.

بعد از هابز، جان لاك انگليسي كه از طرفداران حكومت پارلماني بود ادعا كرد كه انسان ذاتا" صلح جو، پاك طينت و سرشار از حس همكاري است. (به نقل از غفوري ، 1376)

قبل از اينكه به بيان نظريه هاي انگيزش بپردازيم لازم است كه ابتدا تعاريفي از انگيزش عنوان گردد.

 

تعريف انگيزش :

گيج وبرلاينر انگيزش را به عنوان نيروي محرك فعاليت هاي انسان و عامل جهت دهنده رفتار انسان تعريف كرده اند. آنها انگيزش را به موتور و فرمان اتومبيل تشبه كرده اند در اين مقايسه انگيزش به عنوان نيرو و جهت دهنده تلقي مي شود. (طهوريان و همكاران ، 1374)

اتكنيسون و همكاران انگيزش را به عنوان عامل نيرو و جهت دهنده رفتار تلقي مي كنند. (براهني ، 1371)

اكثر روانسناسان مفهوم انگيزش را به عواملي محدود مي سازند كه به رفتار نيرو مي بخشد و به آن جهت مي دهد يك جاندار انگيخته در مقايسه با يك جاندار ناانگيخته با نيرو و كارايي بيشتري در يك فعاليت درگير مي شود. انگيزش علاوه بر نيرو بخشيدن به جاندار معموالا" به رفتار جهت مي دهد بدين صورت كه مثلا" شخص گرسنه براي جستجوي غذا و خوردن آن برانگيخته مي شود.

بولز مفهوم انگيزش را مفهومي بحث انگيز مي داند چرا كه بعضي از روانشناسان احساس مي كنند كه فقط جنبه هاي نيرويابي رفتار را بايد به حساب انگيزش گذاشت و مكانيزم هاي ديگر(يادگيري و شناخت) مسئول جهت دادن به رفتار هستند. از طرف ديگر بعضي روانشناسان مفهوم انگيزش را غير قابل استفاده مي دانند. ( شكركن ، 1373)

نظريه هاي متعددي در مورد انگيرش بيان شده است كه در اينجا اهم آنها را به ترتيب تاريخي توضيح مي دهيم.

نظريه شناخت گرايي : اصطلاح انگيزش تا آغاز قرن بيستم بكار نمي رفت. طي صدها سال عقيده فيلسوفان بر اين بود كه آدمي موجودي هوشمند است كه آزادانه اهداف خود را انتخاب مي كند و درباره راه و رسم زندگي خود تصميم مي گيرد. عقل بود آنچه را كه آدمي مي بايست انجام دهد مشخص مي ساخت. انسان آزاد و صاحب اختيار بود و خوب و بد و انتخاب بستگي به آموزش وهوش او داشت. فرض بر اين بود كه اگر كسي بداند كدام انتخاب خوب است خود به خود آن را برمي گزيند. چنين تصويري از وجود آدمي فردگرايي ناميده مي شود. (باقري ، 1373)

این فایل به همراه چکیده، فهرست مطالب، متن اصلی و منابع تحقیق با فرمت docx( wordقابل ویرایش) در اختیار شما قرار

می گیرد.

تعداد صفحات:110



جهت دانلود محصول اینجا کلیک نمایید